تازه ها :

عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال

بیست فروردین سالروز شهادت سردار شهید علیرضا کیهان پور موسس گردان فجر

۲۶ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۴:۵۲ کد مطلب: 9941

دو چیز بود که خیلی علیرضا را تحت تاثیر قرار میداد ، یکی نام مبارک آقا اباعبدالله (ع) که با شنیدن نام این بزرگوار به شدت منقلب میشد و دیگر "حی علی خیر العمل اذان". وقتی این جمله را می شنید گویی دعوت نامه ای به دستش رسیده بود که او را به کوی معنوی دعوت میکرد ، سر از پا نمیشناخت. خاطره ای از شهید علیرضا کیهان پور تولد 1338/10/7 _ استان فارس ، فسا سمت : فرمانده گردان فجر ، لشکر 33 المهدی (عج) شهادت 1362/1/20 _ والفجر 2

 

پایگاه خبری تحلیلی فسایی، از آن اندوه پرملال ،شانزده پاییز دیر سال گذشته است اما انگار همین دیروز بود که بچه های اطلاعات و عملیات او را آنسوی میدان مین تنها گذاشتند. فریادهای  زخمی او از پشت سیمهای خاردار به گوش می رسید اما آن دوازده نفر که نیمة دیگرشان آنسوی خطر جامانده بود توان یاری او را نداشتند که اگر می ماندند عملیات فردا متوقف می ماند، فردا شب وقتی والفجر 1آغاز شد، همرزمان او گوشه گوشة آن غریبستان را به دنبال آن یوسف پیرهن چاک جستجو کردند و اگر چه به پلاک و چفیه پاره ای از او قانع بودند اما دریغ که آن ققنوس مجروح ، اثری از خود به جای نگذاشته بود. علیرضا اینگونه بی نام و نشان ، ره به وادی نامشکوف اشراق برد اما هنوز بعداز سالها ، چشمهایی منتظر ، نگاه های مضطرب خویش را به دور دستهای افق دوخته اند شاید ردپایی از آن ستارة دنباله دار پیدا کنند...

*****

سردار شهید " علیرضا کیهان پور" اسوة شجاعت و مردانگی در سحرگاهان هفتم دی ماه 1338 در شهرستان فسا و در خانواده ای کشاورز و زحمتکش به دنیا آمد.
وی اصالتاً از عشایر غیور و غیرتمند فسا بود و دوران کودکی خود را در جوار پدر و مادری که هنوز صمیمیت یک ایلیاتی را با خود داشتند ، سپری نمود.
از اوان کودکی ذکاوت و هوشیاری در چهره اش نمایان بود. وی دوران ابتدایی را در دبستان " اوحدی" به تحصیل پرداخت که به علت علاقه فوق العاده اش به درس ،همواره مورد تشویق قرار می گرفت.
بعد از دوران ابتدایی و راهنمایی، دورة متوسطه را آغاز کرد و پس از سالها تلاش، با اخذ مدرک دیپلم، از هنرستان کشاورزی فسا فارغ التحصیل گردید.
از ابتکار و خلاقیتهای او در امور مختلف،استفاده می شد و همین ویژگیهای فردی همراه با چهرة مذهبی و متواضع،از وی چنان شخصیتی ساخته بود که همگان به او به دیدة احترام می نگریستند.
وی هیچگاه از اوضاع اجتماعی و سیاسی اطراف خود غافل نبود. مبارزات حق طلبانة او برای به ثمر رسیدن انقلاب بر کسی پوشیده نیست. علیرضا پس از پیروزی انقلاب در شکل گیری پایگاههای مقاومت در شهرستان فسا،نقشی فعال داشت و شبهای متوالی،اسلحه بردوش از شهر محافظت می کرد. دوران کوتاه فعالیتهای افتخاری وی در پرستاری از مجروحین جنگ در بیمارستان دکتر چمران اصفهان،زمینه های رشد و تعالی و کمال را در وجود نورانی وی فراهم ساخت و به انگیزة یاری رزمندگان اسلام در هیأت یک بسیجی ساده به خیل یاران امام (ره)در جبهه های حق علیه باطل پیوست.
در مدت کوتاهی،شایستگیها و رشادتهای این سرباز جان برکف امام به منصة ظهور رسید و او به عنوان یکی از نیروهای زبده و کارآمد، نام خود را در ردیف دلاورمردان تیپ المهدی(عج)به ثبت رساند.
علیرضا کیهانپور در تیپ المهدی(عج) حالت محوری داشت و فرماندة سرافراز تیپ- سردار اسدی- او را به عنوان یکی از نیروهای سخت کوش،در انجام عملیاتهای شناسایی، آزاد گذاشته بود و او نیز با حسن استفاده از این استقلال، در عملیاتهای فردی شرکت کرده و بعد از شکار نیروهای دشمن، در چادر کوچکی که برای خود تهیه دیده بود، سر بر آستان نیاز فرود می آورد.

در حساس ترین روزهای جنگ، سردار شهید کیهان پور به فکر تشکیل یک گردان مقتدر و فعال افتاد که با همکاری و همیاری سرداران شهید جلیل اسلامی ،مرتض جاویدی، محمد رضا بدیهی و... این مهم به تحقق پیوست و گردان حماسه آفرین" فجر" ، به نام نامی فجرآفرینان خطة نور ،تشکیل گردید. نام آن عزیز جاوید، به عنوان اولین فرماندة گردان فجر، در بین دلاورمردان عرصة نور، تا هماره تاریخ،سرخ خواهد درخشید.

سردار شهید علیرضا کیهان پور سرانجام در بیستم فروردین ماه 1362 یک شب قبل از عملیات والفجر 1 در اثر برخورد با مین جهندة دشمن در محورشرهانی، زخمی و متعاقب آن با همرزمان خود بدرود گفت. هرچند بسیاری از همرزمان دلسوختة او به پرواز سرخش ایمان دارند، اما هنوز آن وجود نورانی در دل امت شهید پرور فسا جاویدالاثر باقی مانده است و خانوادة آن عزیز هنوز چشم به راه آن ایلیاتی صبورند.

***************

علیرضا در حفظ بیت المال بسیار جدی و کوشا بود. عملیات"رمضان" تازه تمام شده بود و تیپ ما در پاسگاه زید مستقر بود. وی شب ها به خط می زد و وسایل باقی مانده در میدان نبرد رمضان را به عقب منتقل می کرد. تیربار تانک، دوربین و وسایل قابل استفاده دیگر. یک شب در کنار میدان مین یک کامیون ایرانی دید که لاستیک هایش ترکیده و همان جا رها شده بود. با کمک چند تا از بچه ها شب های متوالی لاستیک های آن را باز کرده به عقب می آوردند.
و پس از پنجرگیری دوباره آن را به کامیون منتقل می کردند. بلاخره یک شب جلو چشم عراقی ها کامیون را از کنار خط عراقی ها به عقب کشید. وقتی خطی را خالی می کردیم همه چیز را برمی داشت حتی گونی های که پر از خاک بود. حتی گونی های دستشویی صحرایی را وقتی همه می رفتند یکی یکی گونه های خاک را خالی می کرد با خود به عقب می آورد. می گفت :"بیت الماله .حیفه!"

منبع: کانال اشلو؛حماسه ساز گردان فجر
 


نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

نظر سنجی

به نظر شما حقوق ۲۴ میلیونی برای مدیران حال حاضر کشور عادلانه است؟
بله،حقشان است
خیر،خیانت است