تازه ها :

عضویت در خبرنامه
چاپ دانلود ارسال

لبخندهای پشت خاکریز/ امیر مختار مهماندوست

۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۱:۴۵ کد مطلب: 10477

قصد داریم از این پس به گوشه ای از جنبه های کمتر پرداخته شده حماسه سازان گردان فجر بپردازیم.

 

با لبخند شهدا

 اوایل جنگ بود. به اتفاق امیر از آبادان به سمت ایستگاه آبادان می رفتیم. در حین حرکت جیپی از کنار ما عبور کرد. ناگهان امیر بلند فریاد زد: «بچه ها رئیس جمهور، رئیس جمهور!»
بعد هم شروع کرد دنبال جیپ دویدن. ما هم از پی اش شروع به دویدن کردیم. جیپ که متوجه سر و صداهای ما شده بود ایستاد. با تعجب دیدم آقای رجایی در ماشین نشسته است. آقای رجایی از ماشین پیاده شد و به گرمی ما را در آغوش خود کشید. امیر و شهید عابدی شروع کردن با آقای رجایی عکس یادگاری گرفتن. وقتی آقای رجایی سوار می شد، امیر خود را به ایشان رساند و گفت: «سلام ما را خدمت امام برسانید و بگوئید ما تا آخر ایستاده ایم!»

 از دست نوشته های امیر مختار قبل از عملیات بیت المقدس؛ «ساعت 1.5، 2 شب بود. در سنگر بی سیم بودیم، در یکی از حساس ترین منطقه های عملیات. سربازان عراقی ناغافل تا بیست متری ما آمده بودند. تصمیم گرفتیم اگر وارد سنگر شدند، خودمان، بی سیم ها و کد ها و رمز ها را یک جا منفجر کنیم. تا 5 متری ما هم آمدند، اما خدا بر چشم و دلشان مهر زده بود و سنگر ما را ندیدند. کار خدا بود هیچ چیز برای دفاع از خود نداشتیم نه اسلحه ای، نه مهماتی، فقط یک نارنجک بود که آن را هم برای نابودکردن سنگر بیسیم کنارگذاشته بودیم. هنوز به سنگر ما نزدیک نشده به ناگاه همه پا به فرار گذاشتند. هرچه با بیسیم درخواست کمک می کردیم کسی از راه زمین نیامد، اما آسمانیان سریع خود را به کمک ما رساندند. 
صبح که از سنگر بیرون زدیم جسد های عراقی ها را دیدیم که اطراف سنگر ما به زمین افتاده بودند، معلوم نبود چه کسی با چه اسلحه ای آنها را به درک واصل کرده است، گویی لشکری از ملائکه برای حفاظت از ما آمده بود که همه آن دشمنان پشت و زبون را به درک واصل کرده بود.»


 هدیه به شهید شهید امیر مختار مهماندوست صلوات - شهدای فارس
 تولد: 24/6/1340 - جلیان، فسا
سمت: معاون گردان
شهادت: 15/2/1361 

 

 

 

 

 


نام:                       

پست الکترونیک: 
نظر شما:  

نظر سنجی

به نظر شما حقوق ۲۴ میلیونی برای مدیران حال حاضر کشور عادلانه است؟
بله،حقشان است
خیر،خیانت است